۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند، خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید، پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » سینما و تئاتر » فرهنگی » گوناگون
  • شناسه : 473
  • 09 دسامبر 2019 - 22:33
  • 448 بازدید
  • ارسال توسط :
  • منبع : onedio.co
بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران
بهترین فیلم های سینمای ایران پس از انقلاب؛ چهل سال و چهل فیلم

بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران

می خواهیم 40 فیلم زیبا و تاثیرگذار از سینمای ایران پس از انقلاب را به شما معرفی کنیم که جز فیلم های مهمی در تاریخ سینمای ایران نیز به شمار می روند.

به عقیده بسیاری از منتقدین، سینمای ایران مهم ترین سینمای ملی جهان در چند دهه اخیر محسوب می شود. مخصوصا در بیست سال اخیر بسیاری از فستیوال های فیلم بین المللی، کارگردان های مشهور و منتقدین، از فیلم های ایرانی و سینمای ایران تقدیر کرده اند و فیلم های ایرانی فارسی به دلیل موفقیت هنری، مفاهیم جالب و داستان های دراماتیک و تاثیرگذار، جوایز مختلف کسب کرده اند.

در اینجا می خواهیم 40 فیلم زیبا و تاثیرگذار از سینمای ایران را به شما معرفی کنیم که باید آن ها را تماشا کنید. این فیلم ها طبقه بندی مشخصی ندارند و باید به امتیاز آن ها توجه کنید.

1. جدایی نادر از سیمین (1389) – IMDB: 8.5

سیمین می خواهد به همراه همسرش نادر و دخترش ترمه از ایران برود و همه مقدمات این کار را فراهم کرده است. اما نادر نمی خواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج می برد تنها رها کند. این اختلافات باعث می شود سیمین از دادگاه درخواست طلاق کند.

2. لاکپشت ها هم پرواز می کنند (1383) – IMDB: 8.0

فیلم در جریان جنگ عراق به زندگی گروهی از مردم کرد در مرز ترکیه و ایران می پردازد. کاک ستلایت علاوه بر نصب آنتن های ماهواره برای اهالی اردوگاه پناهجویان، سر دسته گروهی از بچه های دهکده نیز هست که کارشان جمع آوری مین های پیرامون دهکده است. تا اینکه آگرین به همراه برادرش وارد دهکده می شوند. آگرین در جریان حمله نیروهای عراقی به حلبچه، توسط سربازانی که والدینش را کشته اند مورد تجاوز قرار می گیرد. فشار روانی ناشی از این حوادث است که جریان اصلی فیلم را رقم می زند.

3. درباره الی (1387) – IMDB: 8.2

داستان فیلم درباره الی به کارگردانی اصغر فرهادی روایت گر زندگی چند خانواده است که برای گذراندن تعطیلات به شمال کشور سفر کرده اند. دوستان احمد که پس از سال ها زندگی در آلمان به ایران بازگشته، در تلاش هستند تا همسری را برای او بیابند.

4. بچه های آسمان (1375) – IMDB: 8.5

کفش زهرا گم شده؛ برادر بزرگ ترش علی آن ها را گم کرده است. آن ها فقیر هستند و زهرا کفش ندارد تا اینکه یک فکر به ذهنشان می رسد: کفش علی را باهم استفاده کنند. آن ها پشت در مدرسه منتظر هم می مانند، آیا در نقشه شان موفق می شوند؟

5. زمانی برای مستی اسب ها (1379) – IMDB: 7.7

ایوب، که در میان قاچاقچیان مرزی ایران و عراق، در روستایی نزدیک مرز عراق زندگی می کند، با مرگ پدر، مجبور به مراقبت و نگهداری از سه خواهر و برادر بیمارش «مادی» است.

6. گاو (1348) – IMDB: 8.2

گاو «مشهدی حسن» می میرد و او که گاوش را خیلی دوست دارد، به تدریج در قالب گاو فرو می رود. دوستانش او را به بند کشیده و جهت معالجه به شهر می برند اما مشهدی حسن می گریزد، به دره ای سقوط کرده و می میرد.

7. بابا عزیز (1382) – IMDB: 7.6

پیرمرد درویش عارفی به نام «بابا عزیز» در بیابان به سوی مقصدی در حرکت است. او که نابینا است و پیاده طی طریق می کند، نوهٔ خود را که دختربچه ای 7 ساله به نام «ایشتار» است به همراه دارد تا دستگیر و راهنمایش باشد. ایشتار در طول راه، همواره سؤال هایی از بابا عزیز می پرسد و بابا عزیز که علی رغم نابینایی و کهنسالی کاملا هوشیار است به سؤالات او پاسخ می گوید. از خلال پرسش و پاسخ های بابا عزیز و ایشتار …

8. طعم گیلاس (1376) – IMDB: 7.7

آقای بدیعی، مردی میانسال، قصد خودکشی دارد و قبرش را در کنار درختی کنده است. او می خواهد قرص های خوابش را یک جا بخورد و شب در این قبر بخوابد. بدیعی دنبال کسی است که پس از مرگش، صبح فردا روی جسد او خاک بریزد. در مسیری که برای یافتن چنین کسی پیش می گیرد با افراد مختلفی رو به رو می شود.

9. رنگ خدا (1377) – IMDB: 8.2

محمد رمضانی فرزند نابینای هاشم که در مدرسه نابینایان تحصیل می کند برای گذراندن تعطیلات به خانه باز می گردد. هاشم که پس از مرگ همسر خود با مادرش زندگی می کند، تصمیم به ازدواج مجدد می گیرد. او به همین منظور محمد را به کارگاه نجاری می فرستد. مادر هاشم که به نشان اعتراض در مقابل این اقدام خانه را ترک کرده بود بعلت بیماری مجبور به بازگشت می شود و سرانجام در بستر بیماری از دنیا می رود. هاشم که با مرگ مادر خود و شنیدن جواب منفی از نامزدش بیش از همیشه احساس تنهایی می کند به سراغ محمد رفته و او را به خانه باز می گرداند ولی محمد در میانه راه بر اثر شکسته شدن پل به داخل رودخانه افتاده و هاشم نیز برای نجات محمد خود را به داخل رودخانه می اندازد. اما خود نیز گرفتار می شود. پس از بهوش آمدن با پیکر بی جان فرزندش مواجه می شود. هاشم که پس از مرگ همسر و مادرش فرزند کوچک خود را نیز از دست رفته می بیند او را در آغوش می گیرد و محمد نیز در آغوش پدر جانی دوباره می یابد.

10. بادکنک سفید (1373) – IMDB: 7.7

زمان تحویل سال نو نزدیک است. «راضیه» از مادرش پول می گیرد تا برای سفره ی هفت سین ماهی قرمز بخرد، اما پولش بین راه گم می شود. او در جستجوی پول گم شده اش با کسانی آشنا می شود؛ کسانی که نمی توانند سر سفره ی هفت سین در کنارش باشند، اما هر یک به نوعی سعی می کنند تا «راضیه» را یاری کنند تا به مقصودش دست یابد.

11. خانه دوست کجاست (1365) – IMDB: 8.1

پسربچه ای هنگام انجام تکالیف شب متوجه می شود دفتر همکلاس خود را اشتباها برداشته و با خود به خانه آورده است. در حالی که معلم تاکید کرده است دانش آموزان بایستی تکالیف خود را در دفتر مخصوص تکالیف شب انجام دهد. خانه همکلاس در قریه مجاور قرار دارد. راه دور است و دشوار ولی پسربچه خود را ملزم می داند هر طوری شده دفتر را به دوستش برساند.

12. زندگی و دیگر هیچ (1370) – IMDB: 7.9

«زندگی و دیگر هیچ» فیلمی است در ستایش زندگی. در پی وقوع زلزله ی دلخراش سال 69 در مناطق شمالی کشور، پدر و پسری جهت اطلاع از وضعیت بازیگران خردسال فیلم «خانه دوست کجاست؟» راهی آن مناطق می شوند و پس از طی موانع بسیار، در محل زندگی بازیگران فیلم، در می یابند که علیرغم عمق فاجعه، ویرانی و کشتار بسیار، زندگی با همه ی شکوه و زیبایی خود، برای بازماندگان حادثه ادامه دارد …

13. زیر درختان زیتون (1373) – IMDB: 7.7

در کویر، یکی از روستاهای اطراف رودبار، جوان بنّایی به خواستگاری دختری می رود. خانواده ی دختر با این ازدواج موافق نیستند، چون جوان خواستگار خانه ای ندارد. تصادفا همان شب خواستگاری، زلزله ای رخ می دهد و خانه های مردم را خراب می کند. جوان رنجیده خاطر به رغم وقوع حادثه ای این چنین دلخراش، خوشحال است، چون می بیند از لحاظ مسکن با همه مردم وضعیتی یکسان دارد. شاید به همین دلیل در پایان مراسم شب هفت، دوباره به خواستگاری دختر مورد نظرش می رود.

14. باران (1379) – IMDB: 7.8

در یک برج در حال ساخت عده ای کارگر روستایی و افغانی مشغول بکار هستند. لطیف کارگر روستایی که مسئول خدمات و تغذیه ی کارگران نیز هست، باخبر می شود که بعد از مجروح شدن یک کارگر افغانی، اینک پسر او رحمت، جایش مشغول کار است. به دلیل جثه ضعیف رحمت وظیفه ی خدمات دادن به کارگران را به او می سپارند و لطیف کار راحت خود را از دست می دهد. این کار لطیف را عصبانی می کند و او در پی آزار رحمت بر می آید. یک روز متوجه می شود که رحمت در واقع دختری است به نام باران که از سر ناچاری در میان مردان به جای پدر کار می کند و همین موضوع باعث می شود که لطیف به کمک باران بیاید و در این بین به او دل می بندد، ولی با منع کار برای افغانی ها، لطیف به دنبال باران می گردد و وقتی وضعیت زندگی آن ها را می بیند، همه پس انداز خود را به خانواده او می دهد، ولی بعد متوجه می شود که باران و خانواده اش قصد دارند برای همیشه ایران را ترک کنند.

15. تخته سیاه (1378) – IMDB: 6.9

موضوع فیلم در مورد تلاش معلمی است که سعی در باسواد کردن نوجوانان قاچاقچی و پناهندگان کُرد در مرزهای شمالی ایران و عراق دارد. این پناهندگان از بازماندگان بمباران شیمیایی حلبچه توسط صدام حسین هستند. گفتگوهای این فیلم تماما به زبان کُردی است.

16. چهارشنبه سوری (1385) – IMDB: 8.0

نزدیک عید است و همه مردم مشغول خانه تکانی و استقبال از سال نو هستند. دختر جوانی به نام روح انگیز که خود را آماده ازدواج می کند، روز چهارشنبه سوری برای کار به خانه خانواده ای متوسط وارد می شود. فضای پر تنش و غم انگیز خانه، به همراه غوغای انفجار ترقه های چهارشنبه سوری فضایی بی ثبات و ناآرام به وجود آورده است. مژده به رابطه همسر خود و زن همسایه مشکوک شده و زندگی خانواده در آستانه نابودی است.

17. دایره (1378) – IMDB: 7.4

فیلم روایتگر داستان شش زن است که از زندان گریخته اند و سرنوشت متفاوتی را تجربه می کنند. فرشته، مائده، الهام و نرگس هر یک به دنبال پناهگاهی برای خود هستند. مائده خیلی زود توسط پلیس دستگیر می شود. نرگس قصد بازگشت به شهر خود را دارد که به علت موانع متعدد ممکن نیست. فرشته که از طرف خانواده طرد شده در صدد سقط جنین فرزندی است که پدرش اعدام شده است…

18. کلوز آپ (1368) – IMDB: 8.2

حسین سبزیان،به دلیل شباهتش به محسن مخملباف خود را به خانواده آهنخواه به عنوان مخملباف معرفی می کند و به بهانه ساختن فیلم به خانه آن ها راه می یابد و …

19. مارمولک (1382) – IMDB: 8.4

رضا مثقالی (پرویز پرستویی) معروف به رضا مارمولک دزد سابقه داری است که بارها دستگیر و زندانی شده، اما در آخرین دستگیری، اتهام او سرقت مسلحانه است. رضا در حادثه ای مجروح شده و به بیمارستان خارج از زندان منتقل می شود. در آنجا لباس یک روحانی بیمار را می رباید و در لباس روحانیت موفق به فرار از زندان می شود. او با مصونیتی که در لباس تازه پیدا کرده به یک شهرک مرزی می رود تا از طریق و با گذرنامه جعلی از کشور خارج شود اما به دلایلی با یک روحانی دیگر اشتباه گرفته می شود و امامت جماعت محلی را بر عهده اش می گذارند.

20. باد ما را خواهد برد (1378) – IMDB: 7.6

بهزاد یک مهندس شهری است که برای مراسم خاکسپاری یکی از اقوام به روستا می آید. در این میان می بینیم که او چگونه سعی می کند خود را با محیط و دیگران تطبیق دهد.

21. سفر قندهار (1379) – IMDB: 6.8

نفس یک خبرنگار است که در افغانستان به دنیا آمد اما در کودکی به همراه خانواده به کانادا گریخت. اما خواهرش همانند او خوش شانس نبود زیرا در کودکی براثر مین های زمینی دو پای خود را از دست داد و زمان گریختن نفس و خانواده اش جا ماند. نفس پس از مدتی نامه ای از خواهرش دریافت می کند که در آن خواهرش می گوید از زندگی خسته شده و پیش از آغاز قرن 21 به زندگی خود خاتمه خواهد داد. نفس برای نجات زندگی خواهرش راهی افغانستان می شود و در آنجا به کاروان فراریان برمی خورد که به هزار دلیل به سرزمین های بمب گذاری شده بازمی گردند. زمانی که نفس به دنبال خواهرش است به عمق تلفات رژیم طالبان در کشورش پی می برد.

22. آوازهای سرزمین مادری ام (1381) – IMDB: 7.3

طی جنگ ایران و عراق گروهی از خواننده های کُرد ایرانی یک مأموریت تقریبا غیرممکن را آغاز می کنند. آن ها به دنبال خواننده خوش صدایی به نام هناره هستند که از مرز گذشته و احتمالا در کردستان عراق در خطر است. این کارگردان کرد همانند فیلم های دیگرش، در این فیلم بازهم به مشکلات مردم خود فکر می کنید.

23. بودا از شرم فرو ریخت (1388) – IMDB: 7.3

بختی (نیکبخت نوروز) دختر 6 ساله افغان همانند بسیاری از خانواده ها در غاری زیر مجسمه بودا که توسط طالبان فرو ریخته و صحنه های مستند این فاجعه تاریخی در ابتدای فیلم پخش شده است، زندگی می کند. او که علاقه دارد همچون همبازی خود عباس (عباس علی جمعه) خواندن و نوشتن بیاموزد و به مکتب برود، سعی می کند شرایط لازم برای تحقق خواسته اش را محیا کند.این مسئله که جنگ تا چه حد و اندازه بر مسائل تاثیر گذاشته و تحقق بسیاری از خواسته ها را دشوار و دست نیافتی می کند به مرور و با نگاهی ریزبینانه نمایش داده می شود.

24. لیلا (1376) – IMDB: 7.8

لیلا (لیلا حاتمی) و رضا (علی مصفا) در یک مراسم شله زرد پزان همدیگر را می بینند و چندی بعد با هم ازدواج می کنند. بعد از مدتی زندگی متوجه می شوند که لیلا نمی تواند فرزندی به دنیا بیاورد و درمان ها همه بدون نتیجه می ماند. مادر رضا با وجود احساس رضایت و خوشبختی رضا از زندگی بدون فرزند، لیلا را تحت فشارهای شدید قرار می دهد و از او می خواهد که اجازه دهد برای رضا همسری بگیرند تا اینکه …

25. گبه (1375) – IMDB: 7.1

یک زوج مسن در حال تمیزکردن گبه شان (نوعی فرش سنتی) هستند و در حین حال باهم سروکله می زنند. ناگهان یک زن جوان ظاهر شده و در تمیز کردن گبه به آن دو کمک می کند. این زن به قبیله ای تعلق دارد که تاریخ آن ها در گبه نگاشته شده و گبه داستان عشق آن زن و غریبه ای از ایل را نشان می دهد …

26. بایسیکل ران (1366) – IMDB: 7.4

نسیم یک مهاجر افغانی ساکن ایران است و همسرش به شدت بیمار است. نسیم تلاش می کند هزینه درمان زنش را مهیا کند اما دستمزد روزانه او کافی نیست. مردی دوره گرد که می داند نسیم دوچرخه سوار است افرادی را دور خود جمع کرده و روی توانایی نسیم برای دوچرخه سواری شرط می بندد. نسیم به کمک پسرش که حین دوچرخه سواری به او غذا می دهد روزها و شب ها دور میدان دوچرخه سواری می کند. ماموران محلی تصور می کنند این یک نقشه بوده و نسیم جاسوس است بنابراین می خواهند مانع او شوند، اما این کار مانع دریافت پول شرط بندی می شود. آیا نسیم پول را دریافت می کند؟ یا پیروزی یک توهم است؟

27. آفساید (1387) – IMDB: 7.2

این فیلم درباره دخترانی است که برای ورود به استادیوم آزادی و تماشای بازی فوتبال حاضرند ریسک کرده و لباس های پسرانه بپوشند، و با چالش ها و اتفاقاتی روبرو می شوند.

28. آینه (1376) – IMDB: 7.6

یک دختر مدرسه ای با دست شکسته و گچ گرفته از مدرسه بیرون می آید اما مادرش را پیدا نمی کند. او تصمیم می گیرد خودش به خانه برود اما آدرس خانه را بلد نیست و فقط با نگاه کردن به خیابان ها می تواند خانه شان را پیدا کند.

29. پدر (1375) – IMDB: 7.5

مهرالله یک پسر 14 ساله است که پس از مرگ پدر مجبور است کار پیدا کرده و خانواده را اداره کند. او برای یافتن کار به جنوب ایران می رود. اما پس از بازگشت به خانه متوجه می شود خانواده اش تغییر کرده اند.

30. روزی که زن شدم (1378) – IMDB: 7.3

این فیلم شامل سه بخش است که سه مرحله از زندگی زنان ایرانی را توصیف می کند. داستان اول درباره یک دختر نه ساله است که در جشن تولد نه سالگی اش به او می گویند دیگر نمی تواند به پسرانی که دیروز با آن ها بازی می کرد بازی کند زیرا اکنون یک زن است. این داستان که از دید این دختر نه ساله بیان می شود نشان می دهد او که از دنیای زنانه چیزی نمی داند تنها با دانستن این موضوع نه تنها دنیای او بلکه دنیای پسری که با او بازی می کرد نیز دگرگون خواهد شد. داستان دوم درباره زنی است که می خواهد در مسابقه دوچرخه سواری شرکت کند اما همسرش اجازه نمی دهد. در ابتدا تنها همسرش و سپس مردان روستا سوار بر اسب در کنار او حرکت کرده و از او می خواهند به خانه بازگردد. این مسابقه نماد یک رهایی است که او را از محدودیت های زندگی روزمره آزاد می کند. داستان آخر هم درباره یک پیرزن است که کمی پول به دست آورده و حالا می تواند هرکاری که دوست دارد انجام دهد.

31. دونده (1363) – IMDB: 8.0

امیرو یک پسربچه است که در جنگ خانه اش را از دست داد. او با جستجوی آشغال ها و جمع آوری و فروش بطری های خالی، فروش آب یخ، واکس زدن کفش فرنگی ها و کارهایی از این دست گذران می کند تا اینکه می فهمد برای رسیدن به رویاهایش باید به مدرسه برود. اما در مدرسه با همکلاسی هایش دچار مشکل می شود. سرانجام همکلاسی ها باهم مسابقه می دهند.

32. نون و گلدون (1375) – IMDB: 8.0

یک کارگردان سینما پس از بیست سال با پاسبانی روبرو می شود که قبلا همدیگر را در یک عملیات چریکی زخمی کرده اند. این دو در جوانی، یکی به عنوان چریک و دیگری در کسوت پاسبان رو در روی هم ایستاده بودند و حالا، سال ها بعد، در میانسالی، این بار در صحنه ی سینما با یکدیگر برخورد می کنند و این دو، آن حادثه را در برابر دوربین بازسازی می کنند.

33. طلای سرخ (1382) – IMDB: 7.6

حسین یک پیک موتوری پیتزا است که در بخش های مختلف تهران با طبقات اجتماعی بالاتر روبرو شده و این مسئله آزارش می دهد. یک روز که دوستش علی محتویات یک کیف گم شده را به او نشان می دهد رسید خرید یک گردنبند را می بیند و باور نمی کند فردی برای خرید یک گردنبند چنین مبلغی را پرداخت کند. او می داند که با درآمد ناچیزش نمی تواند چنین زندگی لوکسی داشته باشد. ضربه روحی دیگر او زمانی است که به او و علی اجازه نمی دهند به دلیل ظاهرشان به یک طلافروشی لوکس در بالای شهر وارد شوند. او هر روز به خاطر تحویل پیتزا به خانه های مردم بالای شهر وارد شده و از نزدیک با زندگی این طبقه آشنا می شود. با این حال یک روز با طعم این زندگی آشنا شده و از ان به بعد نمی تواند با زندگی ضعیف خود کنار بیاید.

34. بید مجنون (1383) – IMDB: 7.5

یوسف پس از سال ها، طی عمل جراحی که در خارج از کشور انجام می گیرد، بینایی خود را باز می یابد؛ و در ادامه با مشکلاتی در زندگی مواجه می شود نابینایی که از 8 سالگی بینایی خود را از دست داده است امیدی می یابد برای دیدن دوباره رنگها و خطوط زندگی عادی. یوسف در تصور آنکه با یافتن بینایی خود، به خود حقیقی دست خواهد یافت وپس از آن خواهد توانست ارتباطی در خور خود با خدای خود برقرار نماید با خدای خویش عهد می بندد که در صورت توان مجدد برای بینایی در راه خداوند زندگی کند و آن زندگی ساده و متمرکزی که تا بحال داشته است را با این امکان و فرصتی که مجدداً در اختیارش قرار خواهند داد غنی تر سازد و رشد دهد. اما وقتی در شرایط واقعی قرار می گیرد همچون بیدی بر سر ایمان خویش می لرزد.

35. نیوه مانگ (1384) – IMDB: 7.3

«مامو»، نوازنده پیر و سرشناس کردستان، همراه فرزندانش سفری را برای اجرای کنسرت در عراق پس از صدام آغاز می کند. در این سفر، کاکو مرد میان سالی که خود را ارادتمند مامو می داند، به عنوان راننده و با اتوبوسی که از دوستش قرض گرفته است، او را همراهی می کند. مامو یکی یکی فرزندانش را که در نواحی مختلف زندگی می کنند جمع می کند، اما آخرین پسرش پیش از سوار شدن به اتوبوس از پدر می خواهد دقایقی از ماشین پیاده شود. پسر به مامو می گوید که «پیر» روستا گفته که بهتر است مامو به این سفر نرود زیرا هنگامی که ماه کامل شود برای او اتفاقی خواهد افتاد.

36. شهر زیبا (1382) – IMDB: 7.9

اکبر، نوجوان 16 ساله ای است که مرتکب قتل دختری شده و دادگاه او را به اعدام محکوم نموده تا پس از رسیدن به سن 18 سالگی حکم اجرا گردد. اکنون او به سن هجده سالگی رسیده و برای گذران روزهای آخر عمر به زندان بزرگسالان منتقل می شود. اعلا، دوست صمیمی اکبر که به جرم سرقت دستیگر شده، به محض آزادی از زندان، به همراه خواهر او تلاش می کند رضایت شاکی را بگیرد تا دوستش را از اعدام برهاند.

37. کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد (1388) – IMDB: 7.3

دختر و پسر جوانی بعد از آزادی از زندان، برای جمع کردن یک گروه جدیدِ موزیک، به قلب تهران می زنند و سفری زیرزمینی را شروع می کنند تا تک تک افراد بندشان را از میان گروه های مخفی زیرزمینی پیدا کنند. آن ها می خواهند از ایران بروند تا خودشان را به جشنواره ای در برلین و پاریس برسانند اما بیشترشان برای رفتن از ایران نه پولی دارند و نه پاسپورتی. جوان دیگری تلاش می کند تا برایشان پاسپورت جعلی جور کند و قبل از رفتن شان ترتیب کنسرتی مخفی را در تهران بدهد.

38. کافه ترانزیت (1383) – IMDB: 7.5

فیلم در مورد زنی به نام ریحان (فرشته صدرعرفایی) است که شوهر خود را به تازگی از دست داده است. شوهر وی برای او فقط قهوه خانه ای در کنار جاده در نزدیکی ماکو به ارث گذاشته است. این زن تلاش می کند تا استقلال خود را حفظ کند ولی برادر شوهرش ناصر (پرویز پرستویی) جلوی پای او سنگ انداخته تا ریحان را مجبور به ازدواج با خود کند.

39. باشو، غریبه کوچک (1368) – IMDB: 8.1

باشوی کوچک همه اعضای خانواده اش را در حمله هوایی از دست می دهد و به طور تصادفی به روستایی در شمال کشور می رود. در آنجا. همه چیز برای او غریب است. نایی زنی که شوهرش به جبهه رفته، باشو را در مزرعه ای می یابد و او را پناه می دهد. نایی سعی میکند او را با زندگی در روستا آشنا کند.

40. هامون (1369) – IMDB: 8.3

حمید هامون که با همسرش مهشید دائم کش مکش دارد زندگی کابوس گونه ی خود را مرور می کند. او که مشغول نوشتن رساله اش درباره ی عشق و ایمان است در پی دوست قدیمی و مرادش علی عابدینی می گردد. خانه و کاشانه را ترک می کند و دست به اعمال دیوانه واری می زند.

منبع: onedio.co

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*